صدای آلارم مانیتورهای بخش مراقبتهای ویژه، راهروهای شلوغ اورژانس، تختهایی که هر روز پر و خالی میشوند و پرستارانی که گاهی باید همزمان از چندین بیمار مراقبت کنند؛ این تصویر، تنها یک شیفت کاری در بسیاری از بیمارستانهای کشور است، پشت این صحنه اما بحرانی آرام و فرساینده جریان دارد؛ بحرانی که حالا با اعلام کمبود ۱۱۰ هزار پرستار، دیگر نه یک هشدار، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر برای نظام سلامت کشور است.
«پرستار نداریم»؛این جمله ای است که طی سالهای اخیر بارها از زبان مسئولان وزارت بهداشت، نمایندگان مجلس، سازمان نظام پرستاری و حتی رؤسای بیمارستانها شنیده شده است؛اما آنچه امروز شرایط را نگران کننده تر کرده،افزایش فاصله میان ظرفیت بیمارستانها و تعداد نیروهای پرستاری است؛شکافی که هر روز عمیقتر میشود.
محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، به تازگی اعلام کرده است که کمبود پرستار در کشور به حدود ۱۱۰ هزار نفر رسیده است. به گفته او، توسعه تختهای بیمارستانی، بازنشستگی گسترده نیروها، ترک خدمت و مهاجرت پرستاران، چهار عامل اصلی شکل گیری این بحران هستند. او همچنین صریحترین انتقاد را متوجه دولت دانسته و گفته است زمانی که درآمد پرستاران با هزینههای زندگی تناسب ندارد و کشورهای همسایه چند برابر ایران دستمزد پرداخت میکنند، طبیعی است که نیروهای متخصص کشور را ترک کنند؛ اما آیا بحران فقط مهاجرت است؟ پاسخ کارشناسان منفی است.
بحران قدیمی که هر سال عمیق تر شد
کمبود پرستار موضوع تازه ای نیست؛ سالهاست که مسئولان از فاصله زیاد ایران با استانداردهای جهانی سخن میگویند، اما درعمل این فاصله نه تنها کمتر نشده،بلکه با افزایش تعداد بیمارستانها و تختهای درمانی بیشتر هم شده است.
در یک دهه گذشته هزاران تخت بیمارستانی جدید افتتاح شده،اما استخدام متناسب با آن انجام نشده است؛ نتیجه این شده که در بسیاری از بیمارستانها همان تعداد پرستار قدیمی باید از بیماران بیشتری مراقبت کنند.
احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، بارها هشدار داده است که توسعه زیرساختهای درمانی بدون تأمین نیروی انسانی، کیفیت خدمات سلامت را به شدت تهدید میکند. به گفته او، امروز بسیاری از بخشهای بیمارستانی با حداقل نیروی ممکن اداره میشوند و فشار کاری پرستاران به مرز فرسودگی رسیده است.
کارشناسان میگویند ساخت بیمارستان آسان تر از تربیت پرستار است؛ یک ساختمان درمانی ممکن است طی دو یا سه سال ساخته شود، اما تربیت یک پرستار حرفه ای حداقل چهار سال زمان نیاز دارد و پس از آن نیز باید تجربه بالینی کسب کند.
نسبت پرستار به تخت؛فاصله ای که هر روز بیشتر میشود
یکی از شاخصهای مهم نظام سلامت، تعداد پرستار به ازای هر تخت بیمارستانی است؛ استانداردهای بینالمللی نشان میدهد برای ارائه خدمات ایمن، هر تخت بیمارستانی به چند پرستار در شیفتهای مختلف نیاز دارد،اما درایران این نسبت همچنان فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی دارد.
عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، پیشتر اعلام کرده بود که کمبود نیروی پرستاری یکی از جدی ترین چالشهای نظام سلامت است و بسیاری از مراکز درمانی با استفاده از اضافه کاری اجباری یا جا به جایی نیروها فعالیت خود را ادامه میدهند.
در عمل، بسیاری از پرستاران مجبورند درهر شیفت مسئولیت تعداد بیشتری بیمار را برعهده بگیرند؛ موضوعی که احتمال خطاهای درمانی را افزایش میدهد.
بیمارستانهایی که با اضافه کاری اداره میشوند
اگر امروز بیمارستانها همچنان فعال هستند، بخش بزرگی از آن به دلیل اضافه کاری گسترده پرستاران است؛ اضافه کاری که در بسیاری از موارد دیگر انتخاب نیست؛ بلکه اجبار است.
پرستاران میگویند شیفتهای ۱۲ تا ۱۶ ساعته، کار در روزهای تعطیل، لغو مرخصیها و حضور مداوم در بخشهای شلوغ به بخشی از زندگی روزمره آنها تبدیل شده است؛ فرسودگی شغلی، اختلالات خواب، افسردگی، مشکلات اسکلتی و حتی تصمیم به ترک حرفه، از پیامدهای همین فشار کاری است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، نیز در ماههای اخیر با تأکید بر ضرورت تقویت سرمایه انسانی نظام سلامت گفته است که کمبود نیروی انسانی، به ویژه در حوزه پرستاری، یکی از اولویت های اصلی وزارت بهداشت است و بدون حل این مشکل، ارتقای کیفیت خدمات درمانی امکان پذیر نخواهد بود.
اما این وعدهها زمانی اثرگذار خواهد بود که به استخدام های گسترده، اصلاح نظام پرداخت و بهبود شرایط کاری منجر شود.
مهاجرت؛زخمی که هر سال عمیق تر میشود
شاید مهم ترین بخش بحران امروز، خروج نیروهای باتجربه از کشور باشد؛ پرستاری که سالها در بخشهای ویژه تجربه کسب کرده، امروز با پیشنهاد حقوقی چند برابر در کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا یا استرالیا رو به رو است.
برای بسیاری از این افراد، تصمیم دشواری نیست؛ حقوق پایین، تأخیر در پرداخت مطالبات، اضافه کاریهای سنگین، نبود امنیت شغلی و فشار روانی، مجموعه عواملی هستند که مهاجرت را به گزینه ای جدی تبدیل کردهاند.
سازمان نظام پرستاری بارها اعلام کرده است که بخش مهمی از متقاضیان دریافت گواهی «گود استندینگ» با هدف اشتغال در خارج از کشور اقدام میکنند؛ موضوعی که نشان میدهد مهاجرت همچنان ادامه دارد و محدود به سال های گذشته نیست.
از سوی دیگر، تنها مهاجرت خارجی مشکل نیست؛ بسیاری از پرستاران نیز ترجیح میدهند از بیمارستانهای دولتی خارج شده و به مراکز خصوصی، شرکت های بیمه، صنایع یا حتی مشاغلی کاملاً غیرمرتبط روی بیاورند؛ جایی که فشار کاری کمتر و درآمد بیشتر است.
کمبود پرستار؛ تهدیدی که مستقیماً جان بیماران را هدف گرفته است
کمبود پرستار تنها یک مشکل صنفی یا اداری نیست؛نخستین و مهمترین قربانی آن، بیمارانی هستند که برای دریافت خدمات درمانی به بیمارستانها مراجعه میکنند؛هرچه تعداد بیماران تحت پوشش یک پرستار بیشتر شود، زمان رسیدگی به هر بیمار کاهش مییابد و احتمال بروز خطاهای درمانی افزایش پیدا میکند.
مطالعات بینالمللی بارها نشان دادهاند که افزایش تعداد بیماران تحت مراقبت هر پرستار، با رشد خطاهای دارویی، افزایش عفونتهای بیمارستانی، طولانیتر شدن مدت بستری و حتی افزایش مرگ و میر بیماران ارتباط مستقیم دارد.
در ایران نیز اگرچه آمار دقیقی از سهم کمبود پرستار در بروز این مشکلات منتشر نمیشود،اما بسیاری از مدیران بیمارستانها اذعان دارند که فشار کاری بالا، کیفیت مراقبت را تحت تأثیر قرار داده است.
یکی از پرستاران باسابقه یکی از بیمارستانهای آموزشی تهران میگوید: «در برخی شیفتهای شب، یک پرستار باید همزمان پاسخگوی ۱۲ تا ۱۵ بیمار باشد؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته این تعداد نصف یا حتی کمتر است؛ طبیعی است که در چنین شرایطی کیفیت مراقبت کاهش پیدا کند.»
فرسودگی شغلی؛ بحرانی که دیده نمیشود
وقتی از کمبود پرستار صحبت میشود، معمولاً نگاهها به آمار استخدام یا مهاجرت معطوف میشود؛ اما یک بحران خاموش تر نیز وجود دارد؛ فرسودگی شغلی.
پرستاری از معدود مشاغلی است که هم فشار جسمی دارد و هم فشار روانی؛ساعتهای طولانی کار، شیفتهای شب، مواجهه مداوم با بیماران بدحال، همراهان مضطرب و تصمیمهای لحظه ای، انرژی جسمی و روحی پرستاران را تحلیل میبرد؛به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند که مسئله فقط افزایش تعداد نیرو نیست، بلکه حفظ نیروهای موجود اهمیت بیشتری دارد.
احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، در ماههای اخیر بارها هشدار داده است که فرسودگی شغلی به یکی از مهم ترین دلایل ترک خدمت پرستاران تبدیل شده است؛ به گفته او، بسیاری از نیروهای جوان حتی پیش از آنکه به فکر مهاجرت باشند، ترجیح میدهند حرفه پرستاری را کنار بگذارند و وارد مشاغل دیگری شوند که درآمد بیشتر و فشار کمتری دارد.
مهاجرت؛خروج سرمایه ای که به آسانی جایگزین نمیشود
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد بحران، مهاجرت نیروهای متخصص است؛پرستاری برخلاف بسیاری از رشتهها، مهارتی صرفاً دانشگاهی نیست؛ تجربه بالینی، مدیریت بحران، تصمیم گیری در شرایط اضطراری و شناخت فرآیندهای درمان، سالها زمان میبرد.
وقتی یک پرستار باسابقه کشور را ترک میکند، در واقع تنها یک نیروی انسانی از دست نمیرود؛ بلکه سالها تجربه نیز از چرخه درمان خارج میشود.
محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، صراحتاً اعلام کرده است که پایین بودن درآمد و جذابیت بالای پیشنهادهای مالی کشورهای منطقه، مهم ترین عامل مهاجرت پرستاران است.
کشورهای حوزه خلیج فارس طی سالهای اخیر با ارائه حقوق چند برابری، مسکن، بیمه و مزایای رفاهی، به یکی از اصلی ترین مقاصد پرستاران ایرانی تبدیل شدهاند؛ پرستارانی که آموزش آنها با هزینه های عمومی کشور انجام شده، اما ثمره تخصصشان نصیب نظام سلامت کشورهای دیگر میشود.
در سال های اخیر وزارت بهداشت چندین مرحله آزمون استخدامی برگزار کرده و هزاران پرستار نیز جذب شدهاند،اما کارشناسان معتقدند این روند با سرعت خروج نیروها همخوانی ندارد.
عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، پیشتر اعلام کرده بود که جذب نیرو ادامه دارد،اما واقعیت این است که توسعه بیمارستانها،افزایش تختهای درمانی و بازنشستگی گسترده،باعث شده استخدامهای جدید نتواند شکاف موجود را جبران کند؛ از سوی دیگر، فرآیندهای طولانی جذب، کمبود مجوزهای استخدامی و محدودیتهای بودجه ای موجب شده بسیاری از بیمارستانها همچنان با کمبود نیرو فعالیت کنند.
اضافهکاری؛ مُسکنی که دیگر جواب نمیدهد
سالهاست که کمبود نیرو با اضافه کاری جبران میشود؛ اما اکنون کارشناسان هشدار میدهند این راهکار دیگر کارآمد نیست؛پرستاری که پس از ۱۲ ساعت کار، مجبور است چند ساعت دیگر نیز در بیمارستان بماند، نه تنها کارایی گذشته را ندارد، بلکه سلامت خودش نیز در معرض خطر قرار میگیرد.
از سوی دیگر، اضافه کاری زمانی معنا دارد که داوطلبانه باشد،اما بسیاری از پرستاران میگویند امروزه اضافه کاری عملاً به بخشی اجباری از برنامه کاری آنها تبدیل شده است؛همین مسئله یکی از دلایل اصلی نارضایتی صنفی در سالهای اخیر بوده است.
تعرفه گذاری خدمات پرستاری؛قانونی که هنوز رضایت ایجاد نکرده است
اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری یکی از مهم ترین مطالبات این قشر بود؛ قانونی که پس از سالها انتظار به مرحله اجرا رسید؛ با این حال، سازمان نظام پرستاری معتقد است نحوه اجرای قانون هنوز با اهداف اولیه فاصله دارد.
به گفته مسئولان این سازمان، میزان پرداختیها همچنان متناسب با حجم مسئولیت و سختی کار پرستاران نیست و اصلاح ضرایب پرداخت، یکی از مطالبات اصلی این قشر محسوب میشود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر نظام پرداخت اصلاح نشود، حتی استخدامهای جدید نیز نمیتواند مانع از تداوم مهاجرت و ترک خدمت شود.
کمبود پرستار؛تهدیدی برای آینده جمعیت سالمند
ایران در آستانه ورود به دوره سالمندی جمعیت قرار دارد؛ افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ باروری باعث شده پیش بینیها از رشد سریع جمعیت سالمند در دهه آینده حکایت داشته باشد؛این درحالی است که سالمندان بیشترین نیاز را به خدمات مراقبتی و پرستاری دارند.
اگر امروز کشور با کمبود ۱۱۰ هزار پرستار روبه روست، کارشناسان هشدار میدهند که در صورت ادامه روند فعلی، این شکاف در سالهای آینده بسیار عمیقتر خواهد شد و پاسخگویی به نیازهای درمانی سالمندان با چالش جدی مواجه میشود.
راه برونرفت از بحران؛ استخدام به تنهایی کافی نیست
اگرچه در ماههای اخیر مسئولان وزارت بهداشت از برگزاری آزمونهای استخدامی و جذب نیرو سخن گفته اند،اما کارشناسان معتقدند حل بحران کمبود پرستار تنها با افزایش استخدام ممکن نیست؛واقعیت این است که اگر دلایل ترک خدمت،مهاجرت و نارضایتی شغلی برطرف نشود،هر نیروی جدیدی که وارد سیستم شود،دیر یا زود به جمع خروجیهای نظام سلامت خواهد پیوست.
کارشناسان حوزه سلامت بر این باورند که سیاست گذاری در حوزه منابع انسانی باید از نگاه مقطعی فاصله بگیرد؛افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پرستاری، استخدام منظم و سالانه، اصلاح نظام پرداخت، کاهش اضافه کاری اجباری، تأمین امنیت شغلی و ایجاد مشوقهای رفاهی، مجموعه اقداماتی است که باید همزمان اجرا شود، اجرای ناقص یا موردی هر یک از این راهکارها، نمیتواند بحران فعلی را مهار کند.
از سوی دیگر، بسیاری از فعالان صنفی تأکید میکنند که شأن حرفه ای پرستاران نیز باید مورد توجه قرار گیرد؛احساس تبعیض در نظام پرداخت،تأخیر در پرداخت مطالبات و فاصله میان مسئولیت های سنگین و دریافتیها،از جمله عواملی است که انگیزه ادامه فعالیت را کاهش داده است.
آیا افزایش حقوق، مهاجرت را متوقف میکند؟
در سالهای اخیر، هر زمان بحث مهاجرت پرستاران مطرح شده، نخستین راهکار پیشنهادی افزایش حقوق بوده است؛اما کارشناسان معتقدند مسئله پیچیدهتر از آن است که تنها با افزایش دستمزد حل شود.
احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، بارها تأکید کرده است که پرستاران علاوه بر مشکلات معیشتی، از حجم بالای کار، کمبود نیرو، نبود فرصت ارتقای شغلی و فرسودگی حرفه ای نیز رنج میبرند. به اعتقاد او، اگرچه اصلاح نظام پرداخت ضروری است،اما ماندگاری پرستاران نیازمند مجموعه ای از اصلاحات ساختاری در نظام سلامت است
در بسیاری از کشورهایی که مقصد مهاجرت پرستاران ایرانی هستند، تنها حقوق بالاتر عامل جذب نیست؛ ساعات کاری استاندارد، نسبت مناسب پرستار به بیمار، حمایتهای روانی، فرصتهای آموزشی و امنیت شغلی نیز نقش مهمی در حفظ نیروهای درمانی دارد.
هزینه ای که در آمارها دیده نمیشود
کمبود پرستار فقط به افزایش فشار کاری در بیمارستانها منجر نمیشود؛ این بحران هزینه های پنهان فراوانی نیز بر نظام سلامت تحمیل میکند.
افزایش مدت بستری بیماران، بالا رفتن احتمال خطاهای درمانی، افزایش عفونت های بیمارستانی، نارضایتی بیماران، کاهش بهره وری کارکنان و فرسودگی نیروهای باقیمانده، همگی هزینه هایی هستند که در بودجه های رسمی ثبت نمیشوند، اما آثار آنها به مراتب سنگینتر از هزینه استخدام نیروی جدید است.
اقتصاددانان حوزه سلامت معتقدند سرمایه گذاری در جذب و نگهداشت پرستاران، در بلندمدت نه تنها هزینه نیست، بلکه موجب کاهش هزینه های درمان و افزایش کیفیت خدمات خواهد شد.
بحران امروز، تهدید فردای سلامت
بررسی روندهای جمعیتی نیز نشان میدهد که زمان چندانی برای تصمیم گیری باقی نمانده است؛ ایران در آستانه ورود به دوره سالمندی قرار دارد؛ دورهای که نیاز به خدمات مراقبتی، پرستاری و توانبخشی به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت.
اگر امروز با کمبود ۱۱۰ هزار پرستار روبه رو هستیم، ادامه روند بازنشستگی، مهاجرت و ترک خدمت میتواند این شکاف را در سالهای آینده عمیقتر کند؛ در چنین شرایطی، حتی توسعه بیمارستانها و خرید تجهیزات پیشرفته نیز بدون وجود نیروی انسانی متخصص، کارایی لازم را نخواهد داشت.





نظر شما